Houshang   KORDESTANi

هوشنگ کردستانی               جبهه ملی متعلق به همه ایرانیان است

با امیدواری بیشتر به پیشواز نوروز رویم


هوشنگ کردستانی

با امیدواری بیشتر به پیشواز نوروز رویم

«بگشای پنجره را و بهاران را باور کن»
فریدون مشیری


نوروز نخستین روز از سال خورشیدی، کهن ترین جشن‌های باستانی ایرانیان است که در درازای تاریخ در گستره ای فراتر از فلات 

ایران برپا می داشته اند.
نوروز جشن جهان هستی، روز زایش طبیعت و جشن همبستگی و پایداری ایرانیان در برابر یورش های انیران است. زبان، تاریخ و

 سنّت های ملی و آئین های نوروزی همواره دژهای استوار و شکست ناپذیری در دوران های شکست های سیاسی و نظامی ایران بوده اند.

از این دژها و جایگاه ها بوده که ایرانیان پیروزی را جایگزین شکست ها کرده اند. 

نوروز در ایران و افغانستان دو کشور دارای زبان و تاریخ مشترک روز آغاز سال نو می باشد.

در تاجیکستان، قزاقستان، قرقیزستان، ترکمنستان، گرجستان، آذربایجان- جدا شده از میهن- ازبکستان، آلبانی و سرزمین های کردنشین و

 نیز در بخش هایی از روسیه، چین، هندوستان، پاکستان، کشمیر و ترکیه آن را با شکوه جشن می گیرند.همچنین در بخش‌هایی از سودان،

زنگبار، قفقاز، بنگلادش، بوتان، نپال و تبت. استقبال مردمان این سرزمین ها گواه ماندگاری، پابرجایی و استواری آئین های

 نوروزی در هزاره های تاریخ است. ایرانیان جدا کرده از مهین نیز که دل در گروِ عشق به ایران دارند نوروز را با خود به

 سرزمین های دیگر و میان مردمانی برده اند که از بد حادثه آن جا به پناه آمده اند. 

بدین شکل، سنت ها و آئین های نوروزی به سرزمین هایی راه یافته که دور از محدوده جغرافیایی ایران هستند و بسیاری

از آن با سنت های نوروزی آشنایی نداشته اند. 

در شاهنامه فردوسی و تاریخ‌های دیگر مانند تاریخ طبری از جمشید پیشدادیان به عنوان پایه گذار نوروز یاد شده است. 

آئین های نوروزی در سرزمین های گسترده امپراتوری هخامنشیان برگزار می شده است. 

در دوران امپراتوری های اشکانیان و ساسانیان نیز نوروز را گرامی داشته و جشن ملی گرفته اند. 

پس از سقوط امپراتوری ساسانیان و تسلط عرب ها به و تکاپو و تازگی است. چنین روزی نیاز ضروری جامعه و کارمایه

 فرهنگی حیات این ملت است که در خود بزرگی پیران و نشاط جوانان را به همراه دارد.   

نوروز از کرانه های دوردست زمان می‌آید، این رهپوی پیر در این راه دراز چه نوش ها و نیش ها برخود دیده و چه رنج ها برده

و چه تلخی ها چشیده اما همچنان شاد و امیدوار جامه رنگارنگ به تن دارد اما از آن همه رنگ یک رنگش آشکار تر است و آن رنگ ایران است.

به گاه نوروز در بیشتر مناطق، در لحظه تحویل سال دهُل می‌کوبند که آئینی است از روزگاران کهن برجای مانده که رسم بوده هر

زمان که رخدادی شگفت روی می‌داده است کوس می‌کوفته اند که بر مردم آشکار کنند چنین رویداد شگفتی به وقوع پیوسته است و یا

با کوس مردم را به گردهمایی فرا می‌خواندند.

نوروز چنان سرور انگیز و شادی آور و گرامی است، که یکی از گوشه‌های موسیقی ایرانی را، نوروز نامگذاری کرده‌اند.

در پاره‌ای از کشورهایی که گرچه از ایران امروزی جدا افتاده اند ولی از دیدگاه فرهنگی در حوزه فرهنگی نوروز قرار دارند.

 این آیین به شیوه‌های کهن برگزار می‌شود. که برای آگاهی بیشتر در این زمینه نیکو است در مجالی دیگر چگونگی این مراسم در افغانستان،

تاجیکستان، بویژه سمرقند و بخارا نیز بررسی گردد. بهر روی از آنجا که در شهرهای بزرگ امکان آن نیست که مردم گرد هم آیند تا آیین نوروز

 را باهم بزرگ دارند. امروزه هر کس در خانة خود به جشن و پایکوپی و دست افشانی پرداخته و به دیدار یکدیگر میروند.

در روستاها یا در شهرهای کوچک برگزاری آیین نوروزی تفاوت هایی با شهرهای بزرگ دارند، یعنی در آن‌ها نوروز پیچیده‌تر، اصیل تر برگزار می‌شود.

برای مثال، کُردها نیز که نوروز را کهن ترین میراث معنوی بشر می‌دانند و در روستاهای آن جا غیر از آتش افروزی، هنوز میر نوروزی بر می‌گزینند.

میر نوروزی کسی است از مردم ساده کوچه و بازار به میری و فرمانروایی یکروزه برگزیده می شود، عمر فرمانروایی او کوتاه،

در این یک روز مردم از او فرمان می‌برند و هرچه بخواهد برای او فراهم می‌آورند. او را در شهر معرفی می‌کنند ولی در شهرهای بزرگ

اینگونه نمادها دیری است بر افتاده است.

از این رو به راستی همانگونه که نوروز در مناطق دور از مراکز شهری، اصیل‌تر، ناب‌تر و کهن‌تر و نژاده تر مانده و گرامی داشته می‌شود.


ما نیز در بزرگداشت آن بکوشیم:

اکنون که بهار به دروازه‌های شهر رسیده، نوروزتان پیروز و روزگارتان شاد و گرمای زندگیتان افزونتر باد

جبهه ملی امید ملت