Houshang   KORDESTANI

هوشنگ کردستانی               جبهه ملی متعلق به همه ایرانیان است

جاسوس جاسوس است!

اشکان رضوی

یکم دی ماه 1396

پذیرفتن این واقیعت برای عده ای که حتا یک درصد هم ممکن است کسی که در رژیم ایران به اتهام جاسوسی بازداشت و محکوم شده واقعن جاسوس باشد گویا خیلی دشوار و سخت است.


اما واقیعت این است که هر کشوری تحت زمامداری هر حکومتی چه دموکرات باشد چه دیکتاتور با پدیده جاسوسی به صورت مداوم مواجه است .آن هم کشوری چون ایران در منطقه ی پرآشوب خاورمیانه و شرایط ژئوپلیتیک خاص خود.

روزانه دهها و چه بسا صدها نفر ایرانی و غیر ایرانی به کشور وارد و خارج می شوند و خیلی از این ها نیز در دانشگاه هها و موسسات علمی و دانشگاهی کشورهای مختلف دنیا از جمله امریکا و انگلیس و....مشغول به کار هستند .اگر سیاست کلی رژیم این بود که هر کسی که به کشور وارد می شود تحت این عنوان که وی ممکن است جاسوس باشد بازداشت شده چون در فلان دانشگاه امریکا یا اروپا درس خوانده یا مشغول به کار است شک نباید داشت که آمار این متهمین و بازداشتی ها چنان بود که دیگر کسی جرات نداشت به ایران وارد شود.البته اینکه همه ی ایرانیان مهاجر و یا آنانی که رفت وآمد مداوم به خارج از ایران دارند ممکن است پیوسته زیر نظر سرویس های امنیتی رژیم باشند شکی بدان نیست و گویااین روشی است که نه تنها در رژیم ایران بلکه در دنیا گویا مرسوم است.

اما مسئله اینجاست که سیاست های نادرست رژیم در طی چهار دهه گذشته در زمینه های مختلف موجب این شده که پروپاگانداهای کشورهای غربی با دست آویز قرار دادن همین سیاست های نادرست دهها جاسوس روانه ی کشور کرده تا اهداف خویش را پیش برده و نه تنها به رژیم ضربه بزنند بلکه منافع ملی ملت و کشور مان را نیز به مخاطره اندازند و هر گاه نیز که یکی از این جاسوس ها در تله ی سرویس های امنیتی می افتد با ابزار حقوق بشر و .... تلاش می کنند تا یک چتر امنیتی برای وی بوجود آورده و موجب رهایی او شوند.

اما اگر از بُعد منافع ملی بخواهیم به این داستان بنگریم حق آن است که در چنین مواقعی چشم خود را بر روی واقعیت ها نبندیم. هر چند که مخالف رژیم و سیاست های آن در سطح سرنگونی خواه نیز اگر باشیم منافع ملی کشورمان حکم می کند که هوشیارانه تر عمل نماییم.

شخص پزشکی به نام احمد رضا جلالی به اتهام جاسوسی هسته ای بازداشت می شود وظاهرا این شخص در برهه ای با مراکز انرژی هسته ای ایران به عنوان پزشک معتمد سازمان همکاری داشته است.(پزشک معتمد پدیده ای است مرسوم در سازمان های حساس کشورها )چندی بعد وی برای ادامه تحصیلات به خارج از کشور می رود و درتمام این دوران نیز همچنان با مجموعه ی محل کار پیشین خود ارتباط داشته است. بعد از ترور چند تن از دانشمندان هسته ای ایران و ضربات نرم افزاری که ایران در این خصوص متحمل می شود طبعا به دنبال حفره های امنیتی خود می باشد که یکی از این حفره های امنیتی گویا احمد رضا جلالی بوده است. طبیعی است کسی که درهمکاری با سازمان هسته ای کشور بوده و سپس مهاجرت می نماید و از پییشرفت خاص و چشمگیری نیز در حوزه های علمی در خارج از ایران برخوردار می شود زیر ذره بین های سرویس های کشوری های غربی و اسراییل است. و ابدا جای شگفتی نیست که این سرویس ها به چنین اشخاصی برای جذب نزدیک شده باشند و حال اگراین طعمه انسان سستی بوده یا بهانه ای در دست این سرویس ها داشته باشد به سادگی حاضر به همکاری و پیش بردن اهداف آنان بر علیه کشورش خواهد بود.

بعد از پخش تلوزیونی اعترافات احمد رضا جلالی در خصوص جاسوسی برای اسراییل ، گویا یک فایل صوتی پخش می شود که وی در این فایل صوتی منکر اعترافات و اتهام خویش می شود. جای شگفتی است که یک زندانی امنیتی با حکم اعدام و در چنین سطحی چگونه می تواند از زندان های فوق امنیتی رژیم فایل صوتی به بیرون از زندان انتقال دهد؟

هیچ کس از خودش نپرسیده که ممکن است این فایل جعلی بوده باشد یا اینکه شخص وی چون احتمال بازداشت خود را می داده در یک سناریوی هدفمند و از پیش تدوین شده چنین چیزی را بیان و آرشیو نموده که در صورت بازداشت کسی این فایل را انتشار دهد...همسر وی نیزدر تمام مصاحبه های خود مدام بر بیگناهی وکذب بودن جاسوسی وی تاکید دارد گویا جاسوس ها ، جاسوسی خود را با خانواده و همسران خود در میان می گذارند که اگر چنین بود که دیگر جاسوسی معنایی نداشت و هر آیینه ممکن بود به خاطر یک اختلاف خانوادگی کوچک هم جاسوس لو برود و هم پروژه های جاسوسی افشاء شود،و برهمین احساس جاسوس ها همواره تمام فعالیت های خود را نه تنها از همسران خود بلکه از پدر و مادر خود نیز پنهان می دارند.

فراموش نکنیم همین چندی پیش اسامی دو مداح معروف یعنی "رضا هلالی و روح الله بهمنی " نیز به عنوان کسانی که برای موساد جاسوسی می کردند منتشر شد و قوه قضاییه رژیم نیز بازداشت این دو تن را تایید کرد، اما هیچ کس از بین همه ی آنانی که خود را دلسوز و سینه چاک حقوق شهروندی و حقوق بشر می دانند حاضر نشدند از این دو تن دفاع نمایند و البته هیچ کدام از کشورهای منادی حقوق بشری نیز حاضر نشد حتا در حد یک گذاره خبری از این دو تن دفاع نماید، چرا؟ چون این دو تن مداح بوده و به تعبیری از زمره ی نیروهای مثلا ارزشی رژیم به حساب می آمدند و حال که درتله جاسوسی اسراییل و سپس در تله امنیتی رژیم گرفتار آمده اند باید شادمانی کرد و حتا منتظر حقل آویز شدن این دو در میدان اصلی پایتخت بود.

به هر حال دنیای جاسوسی دنیای پیچیده ای است یک قربانی اصلی دارد و دهها و چه بسا میلیونها قربانی فرعی.اما آنهایی که در قامت اپوزسیون و مخالف رژیم و فعال حقوق بشری به حق خود را محق می دانند که در همه ی امورکشوراظهار نظر نمایند باید به این نکته توجه کنند که جاسوس جاسوس است ، چه رژیم مذهبی در ایران حاکم باشد چه رژیم پهلوی و چه یک حاکمیت سکولار دموکرات.

قوانین مربوط در خصوص حکم جاسوسی نیز تقربین در همه ی کشورها حتا آنان که مدعی دموکراسی و حقوق بشر هستند نیز تا حدودی برابر و درحد اشد مجازات است.و پندار نادرستی است اینکه مثلا در کشورهایی چون امریکا و اروپا وقتی جاسوسی بازداشت می شود،پیشانی اش را بوسیده و از او در بهترین سطح پذیرایی می کنند مبادا که حقوق بشر نقض شود!

فراموش نکنیم اگرمدعی دموکراسی ،آزادیخواهی و مبارزه با رژیم هستیم یک الویت برتر نیز داریم که آن منافع ملی است واینکه هیچ کُنشگر سیاسی و حقوق بشری نباید منافع ملی را قربانی اهداف دشمنان کشورش نماید.

جبهه ملی امید ملت