Houshang   KORDESTANI

هوشنگ کردستانی               جبهه ملی متعلق به همه ایرانیان است

آزادی کشور از ظلم و ستم حکام فاسد نظام جمهوری اسلامی

 

 آزادی کشور از ظلم و ستمی که حکام فاسد نظام توتالیتر و آدم‌کش جمهوری اسلامی به آن‌ها وارد می‌کنند با طرح شعار جمهوری ایرانی، نفرت خویش نسبت به جمهوری اسلامی و ضدیت خود با نظام دینی حاکم را بیان‌می‌دارند.

برخلاف این هذیان تکراری، بل دروغ عمدی و آگاهانه‌یِ آتش‌بیاران نخستین روزهای انقلاب اسلامی و از قدرت‌راندگان کنونی آن، که گویا انقلاب اسلامی نه خشونت آمیز، بلکه «پیروزی گل بر گلوله بوده»، این «انقلابِ» عمیقاً ارتجاعی، از بسته شدن نطفه‌ی آن در گروه تروریست و آدمکش فدائیان اسلام و کتاب ولایت فقیه خمینی تا جنایات دو ساله‌ی پیش از ۲۲ بهمن مانند آتش‌سوزی‌های حزب‌الهی ها در اماکن عمومی و خاصه ششصد کشته‌ی سینما رکس آبادان و حملات مسلحانه به مراکز نیروی هوایی تهران، کلانتری‌ها و سایر قرارگاه‌های نیروهای انتظامی و ارتش حتی پس از برقراری آزادی های قانونی در دولت بختیار، و به‌ویژه اعدام‌های خودسرانه، بی‌رویه‌‌ و بی‌شماری که به مجرد دسترسی حضرات به قدرت آغاز شد، در بُعد خمینیست آن صددرصد خشونت‌آمیز بوده و هرگونه کوشش عوامفریبانی که سال‌هاست نقاب از چهره‌ی سالوس‌شان فروافتاده در مسالمت‌آمیز و انسانی نمایاندن آن عرض خود بردن و زحمت دادن به ملت است!

بی‌دلیل نیست که اینان پایان دولت ملی بختیار را که با آن به مشروطه‌ی واقعی پایان می‌دادند به‌قلب و دروغ «سقوط رژیم شاه» می‌خوانند، در حالی که اگرمنظور پایان دیکتاتوری شاه بود، او یک ماه پیش از ۲۲ بهمن برای همیشه ایران را ترک کرده‌بود و انقلابیان خمینی پایان مشروطه با اصول دموکراتیک آن‌را می‌خواستند.

با ورود حزب الله و اعوان وانصار آن به جنبش آزادیخواهانه‌ی دیریئه‌ی مردم و رخنه در صفوفِ آن، از همان ابتدا آرمان‌های تاریخی ملت ایران در معرض خطر قلب و دستبرد قرار گرفت و جز شمار اندکی از فرهیختگان کشور، و صدیقی و بختیار در رأس آنها، از کمتر کسی صدایی در افشاءِ آن برخاست، و همه‌ی کسانی که امروز، پس از چهل سال جنایت و رسوایی، می‌کوشند خود را از آن قلب‌سازی و سالوسی مبرا بنمایانند در حالی که در آن زمان در تنور انقلاب اسلامی می‌دمیدند، در پیشگاه تاریخ ورشکسته‌ی به‌تقصیر و محکوم به‌شمار می‌آیند.

باید از تجارب تاریخی آموخت و آگاه بود که تبدیل ‌گونه‌ای دیکتاتوری به یک دیکتاتوریِ از نوع دیگر، آن‌ طور که شاپور بختیار در بهمن ۱۳۵۷ هشدارمی‌داد، از یک سو و انتظار تعدیل و اصلاح نظامی که ماهیتاً اصلاح‌ نمی‌‌پذیرد از دیگر‌سو، خطاست.

ملت ایران در سر راه خود برای رسیدن به آرزوی دیرینه‌ی استقرار دموکراسی در وطن و در ادامه‌ی کوشش برای تحقق ارادهٔ ملی و پایان دادن به سیطره‌ی نظام کنونی، بایستی همگی ابتدا از آزادی‌های لازم برخوردار باشند تا بتوانند در محیطی آرام که در آن آگاهی سیاسی و نیروی ادراک آدمی امکان رشد می‌یابد و شکوفا می‌شود، نمایندگان واقعی خود را که با شرایط و اوضاع محل زندگی خود آشنا باشند برای تشکیل مجلس مؤسسان و تدوین قانون اساسیِ متضمن حاکمیت ملی و جداییِ بی‌چون‌وچرای دیانت از حکومت و همخوان با میثاق‌های بین‌المللی حقوق بشر،انتخاب کنند.


ایران هرگز نخواهد مرد

نهضت مقاومت ملی ایران

یکشنبه، ۲۲ بهمن‌ماه ۱۳۹۶

۱۱ فوریه ۲۰۱۸

جبهه ملی امید ملت