Houshang   KORDESTANI

هوشنگ کردستانی               جبهه ملی متعلق به همه ایرانیان است

۱ آذر و سالروز درگذشت میرزا کوچک خان جنگلی


جنبش جنگلیان به رهبری میرزا یونس، از سال
۱۳۹۴آغاز شد و تا پاییز ۱۳۰۰ ادامه یافت.

این جنبش را می توان طولانی ترین جنبش ایرانیان در سالهای پس از مشروطیت ارزیابی کرد.

جنبش جنگلیان از سال ۹۴ خورشیدی آغاز گشت و در سالهای ابتدایی بی گمان هیچ هدفی به جز پاسداشت آرمانهای مشروطیت ، در محور آداب و رسوم ملی و مذهبی ایرانیان نداشت.

اما بدنبال پیروزی انقلاب کمونیستی روسیه در اکتبر ۱۹۱۷ به تدریج از آرماتهای اولیه دور شد و  بسیاری از قیامیون  جنگلی از آن فاصله گرفتند.

در زمانه ای که جنگلیان و میرزا ،نگاهشان به لنین به عنوان یک آزادی خواه بود، رخداد ها در ادامه به سمت و سویی رفت که جنگلیان را به تند روی و در پاره ای از موارد به تبعیت  از لنین و شوروی کشاند.

اوج این مداخلات روسها، کنگره حزب کمونیست ایران در بندر انزلی بود و پی امدش کودتا و عزل میرزایی که عملا اسیر دست روسوفیل ها شده بود و با تلاش هایش چندان قادر نبود مانع تندروی های به اصطلاح انقلابی شود.

پس‌ از‌ اعلام موجودیت حزب کمونیست ایران، تبلیغات کمونیستی در گیلان شدت یافت و رهبران حزب، گذشته از طرح شعارهای حزبی، به میرزا کوچک خان نیز حمله می‌کردند. روزنامه کمونیست، به‌عنوان ارگان حزب‌‌ کمونیست‌ ایران، در رشت به سردبیری سیدجعفر جوادزاده(پیشه‌وری) انتشار یافت و در رشت، سازمان جوانان حزب، افتتاح شد.

جنبش جنگلیان چتد پاره گشت و میرزا که هم جمهوری اش ناکام شده بود و هم ائتلاف هایش بی سرانجام مانده بود، خسته و شکست خورده راهی کوهستانهای تالش و خلخال شد و در سرما جان داد.

امروز داوری پیرامون کارنامه جنبش جنگلیان به دلیل رونمایی از بسیاری از اسناد قطعا ساده تر از چند دهه پیش است.

اما قطعا بسیاری از اسناد دولتی یا منتشر نشده و یا بررسی دقیق و بیطرفانه نشده اند .

من بر این باورم ، جنبش جنگلیان ، ابتدا بازخوانی و ادامه ارمان های جنبش ملی مشروطیت ایران بودو هدفی ملی داشت و افقی که سرفرازی ایران را هدف گرفته بود وجوهره اش در روزنامه فاخر جنگلیان قابل دسترسیست.

اما در پایان راه و در فاز دوم این جنبش ملی از ارمانهای اولیه خود دور ماند و اسیر سیاست ورزی های روسها و بالشویسم لنینی شد و میرزا با وجود پاکدلی ها و سعی اش در ممانعت از تتدروی های بیگانه با روحیات ملی ایرانیان هرگز قادر نشد به مدیریت رخداد ها بپردازد و رشته کار به کلی از دستش بیرون شد و ساختاری پیدا کرد که عملا یکپارچگی سرزمینی ایران را در معرض تهدید قرار داده بود.

هیچ سند و قرینه کاملی در دست نیست که نشان دهد میرزا تجزیه طلب بود.اما نمی توان پیش بینی کرد در صورت ادامه جنبش با تحولات رخ داده پس از انقلاب اکتبر ، جنبش جنگلیان چه سرانجامی پیدا می کرد و رابطه اش با ایران چه میشد؟

میرزا در نامه‌ای به مدیوانی از بلشویک های روسی  از سرخوردگی عمیق‌اش از رفتار اعضاء حزب عدالت و نیروهای شوروی که در میان مردم گیلان ایجاد نارضایتی کرده‌اند سخن می‌گوید: «... اگر این اقدامات شما دوام پیدا کند ناچاریم به هر وسیله باشد به تمام احراز و سوسیالیست‌های دنیا حالی کنیم که وعده‌‌های شما همه‌اش پوچ و عاری از صحت و صداقت است. به نام سوسیالیزم اعمالی را مرتکب شده‌اید که لایق قشون مستبد نیکلا و قشون سرمایه‌داری انگلیس است. با یک فرقه آزادی‌طلب و یک جمعیت انقلابی که مشقت‌های متوالی چندساله دیده و هنوز هم محصور دشمنان است آیا این نوع معامله می‌کنند؟ ما غیر از این مساله ساده که گفتیم فعلا عملیات شما در یک گوشه ایران به جای منفعت مضرت می‌بخشد و مقصود را عقب می‌اندازد و باید صبر کرد و تدریجا عقیده را رسوخ داد آین عنوان دیگری کردیم؟»

تلاش های میرزا بی حاصل بود.

 بررسی جنبش جنگل در فاز دوم نشان داد که هیچ ارمانی با اعتماد به بیگانه حتی اگر منادی آزادی خواهی باشد به سرانجام نخواهد رسید.می دانیم جنبش در ابتدای راه با همراهی برخی عناصر بیگانه المانی و عثمانی آغاز شد و در ادامه شاهد حضور پررنگ  بالشویک ها بود.

افشین جعفرزاده

۱۱ آذر ۱۳۹۷

*دکتر افشین جعفرزاده پزشک متخصص و از استادان و پژوهشگران ایرانگرای تاریخ می باشد.که کوشش های او در زمینه ی تاریخ قابل ستایش است.



جبهه ملی امید ملت