Houshang   KORDESTANI

هوشنگ کردستانی               جبهه ملی متعلق به همه ایرانیان است

نامه رسیده از ایران

نامه رسیده از ایران

 

افسوس از این حیله و تزویر و خیانت

نظام های استبدادی زیر تسلط در تلاش پایدار خود به دروغ و جعل تاریخ نیازمند هستند. در رژیم گذشته انواع تهمت ها و سخنان کذب و دروغ و دور از حقیقت نسبت به نهضت ملی خاصه پیشوای آن نسبت داده شد که به یمن جنبش مردم و انتشار اسناد و مدارک گوناگون حقیقت آشکار گردید و جاعلان تاریخ پهلوی رسوا شدند.

پس از انقلاب به قدرت رسیدگان جدید به نوع دیگری، جاعلان مزدور را به تحریف تاریخ گماشتند و اشخاصی چون حسن آیت و محمود کاشانی و چند تن دیگر، آنچه از دروغ و ناسزاگویی در چنته کذب و نادرستی داشتند، در تحریف نهضت ملی ایران و منزلت سیاسی و اجتماعی دکتر مصدق بکار بردند. 

در هفته های اخیر در خیابانی که به نام آیت الله کاشانی شناخته شده به ابتکار شهردار شکست خورده انتخابات و تباه یافته به رئیسی (شسکت خورده اصلی و فتوا دهنده قتل عام زندانیان) به دستور و انشای ولایت فقیه متزلزل، نوشته ای آویخته شد «اشتباه مصدق اعتماد به آمریکا بود»!

حال آنکه اسناد معتبر ملی و بین المللی نشان داده اند که دکتر مصدق به گونه نماد استقلال ایران به هیچ قدرتی و به هیچ یک از امپریالیست های جهانی اعتماد نداشت. بی تردید از تضادهای سیاسی در سطح جهان همانند هر رجل سیاسی سود می جست ولی نه تسلیم آن ها بود و نه امیدی به آن ها بسته بود. کودتای 28 مرداد این واقعیت را به روشن ترین صورت نشان داده است.

تبیین این امر در بندهای زیر آمده است.

انجام کودتای سیاه 1299 خورشیدی، دکتر مصدق را که در مقام والیگری ولایت فارس بود بر آن داشت که به دلایل دست داشتن عوامل انگلیسی و رضایت دولت بلشویکی روسیه و تمکین نیروهای ارتجاعی وابسته به آن، از در مخالفت در آید و تا خروج سید ضیاءالدین از ایران، به پایتخت باز نگردد و پس از آن هم در کابینه های حکومتی با رضاخان سردار سپه همسویی نشان ندهد و حتی یک بار از مقام والیگری آذربایجان به علت دخالت ها و فتنه انگیزی های نظامیان رضاخانی از شغل رسمی دولتی خود کناره گیری کند.

در سال هایی که مقدمات خلع قاجاریه و به سلطنت رساندن رضاخان توسط اصحاب «موازنه مثبت» تدارک می شد، دکتر مصدق به دلیل قسم خوردن قانونی نمایندگان مجلس به نظام مشروطیت و دخالت های نظامیان در برپایی مجلس مؤسسان و غیر دمکراتیک بودن آن و شناخت جوهر دیکتاتوری در شخص شفیعی که او را نامزد پادشاهی کرده بودند، با آنکه از سلسله قاجاریه رضایت نداشت اما سرسختانه با خلع احمدشاه مخالفت کرد و در مجلس مؤسسان حضور نداشت و با قدرت گیری رضاخان و سلطنت او، روی خوش نشان نداد.

در این مسیر اصیل ملی روان شاد سید حسن مدرس و چند تن دیگر با وی هم آهنگ بودند. در همین مجلس فرمایشی مؤسسان، نزدیک ده روحانی شرکت داشتند و برای به سلطنت رساندن رضاخان سوادکوهی سرهنگ فوج قزاق که وزیر جنگ شده بود همراه با دیگر نمایندگان «متسوب» تلاش می کردند. دو تن از آن روحانیان به نام سید محمد بهبهانی و دیگری سید ابوالقاسم کاشانی بودند که در دوران سلطنت رضاشاه، زمان هایی با دربار پهلوی در رابطه مستقیم و غیر مستقیم قرار داشتند و گاه با بی اعتنایی شاه روبرو می شدند.

پس از جنگ جهانی دوم به بهانه هایی از جمله طرفداری از آلمان ها، انگلیسی ها کاشانی را به تبعید فرستادند. وی در مبارزه مردم عراق علیه سیاست استعماری انگلیس نام و محبوبیت یافت و در بازگشت به ایران به عنوان یک روحانی مبارز و ملی در صحنه سیاسی جامعه حضور فعال پیدا کرد و در مسیر ملی شدن صنعت نفت در سراسر ایران، از تلاش های دکتر مصدق و یاران نهضت ملی دفاع به عمل آورد. در زمان هایی موضع گیری های سیاسی و دینی او حقانیت جنبش ملی را نمایان تر ساخت، از جمله قیام ملی سی ام تیر ماه که در تاریخ ایران برجستگی خاص یافته و علیرغم خواسته های دربار و عوامل استعمار و ارتجاع دکتر مصدق را دوباره بر مسند زمامداری نشاند و پیروزی ملت ایران را به کمال رساند.

آیت الله پیروز و صاحب قدرت، پس از سی ام تیر ماه، اندک اندک دگرگون شد. فزون بر خصیصه های درونی طغیان زا، ارتباط های کانون های بیرونی (موازنه مثبت) و دسیسه های عوامل وابسته به آن ها، او را در مسیری قرار داد که قدرت خواهی تحریک شده و مالیخولیایی سروری هم آهنگان پیرامون او، نهضت مقدس ملی ایران را آسیب پذیر ساخت و مردم نیک اندیش ایران که به او «اعتماد» یافته بودند، به ناگاه در نگرانی حیرت انگیز  قرار گرفتند و آنچه امپریالیسم آمریکا و انگلیس در راه آن تلاش می کردند و اتحاد شوروی که کودتا به آن نویدهایی جمهوری های مسلمان آسیایی و همجوشی های  تاریخی و فرهنگی، روزشماری نشان می داد، تحقق پیدا کند و کودتای شوم و به هنجار 28 مرداد، ضربه های خود را بر ایران و نهضت ملی و دولت مردم سالار تاریخی وارد آورد و بر میهن ما آن بلاهایی وارد شود که درمانش تا زمان کنونی پایان نیافته است.

***

در تاریخ ایران مصیبت های ناگوار بسیاری اتفاق افتاده و همواره فرهنگ و دیانت پناهگاه مردم بوده است. بسیار کم اتفاق افتاده که این نهادها به اسارت قدرت های خارج از میهن در آمده باشند. اما در این واقعه فضیلت سوزانه، نه تنها «دانش و آزادی و فضل و مروت» به بندگی درم و «دلار» در آمدند و استقلال و دموکراسی یک کشور بپاخاسته پایمال شد، بلکه جهانخواران فرجام ساز، هر چند صباحی از جمله در دو ماه گذشته با انتشار اسناد جنایت های خود و (خیانت های خودفروختگان ایرانی) آبروی ملتی را به رسوایی می کشانند که فرزند ستون انقلاب مشروطیت، در مقام آیت اللهی (بهبهانی) و آیت الله دیگری در مقام مبارزه ملی و رهبری در امر ملی شدن صنعت نفت (کاشانی) از کاربدستان دریافت کننده دلارهای آمریکایی باشند که بخوانند پاکترین دولت ملی و قانونی کشور را به شکست و درماندگی بکشانند.

اینک باید پرسید بر کدام دروازه تاریخ باید کتیبه ای آویخت که «اشتباه مصدق و نهضت ملی ایران آن بود که به کاشانی اعتماد کرد؟»

 

 


جبهه ملی امید ملت